شهریور ۱۰م, ۱۳۸۹
بدون دیدگاه
ماه به ماه پیدامون نمیشه وقتی هم یک سر می زنم میبینم یک سال دیگه هم گذشته .بله ! امروز وبلاگ داریوش کبیر هشتمین سال عمرش رو گذروند و وارد نه سالگی شد.شاید محیط جدید وردپرسی باعث بشه از این پس تعداد پست بیشتری داشته باشم.هرچند همیشه قول دادم و زیرش زدم.
امروز بیست و یکم ماه رمضانه . نسبت به سالهای قبل میزان غرغر کردنم نسبت به روزه گرفتن به صفر رسید.شاید تنها سالی بود که بدون بهونه روزه ها رو گرفتم حتی وقتی مثل این روزها سرما خوردم.حالا که تو این گرما تا اینجاش رو اومدیم کاش میشد روزه سال بعد رو پشت بند همین میگرفتیم تا از کابوس گرمای سال دیگه و ساعات طولانی روز در امان باشیم.خانم محترمه اولین آش نذری رو پخت و من هم بین در و همسایه ساختمان پخش کردم.اون آش خوشمزه قطعا برای همسایه های ما که اکثرا مسن هستند باید چیزی جالبه باشه چرا که از اون روز تا الان دائما تو گوش مهدیه میخونم که دوباره کی آش می پزی.
ما رفتیم عوارض شهرداری و پسماندمون رو اینترنتی مثل خیلی از قبض های دیگه پرداخت کردیم.صورت حساب همراه اول ! ( چه اسم بی مزه ای هست خداییش) رو هم دادیم و از الان نشستیم ببینیم در غرقه کشی برنده میشیم یا نه.بالاخره باید چند کیلومتر اسکناس تا نخورده هم به ما برسه .از وقتی که یادمه تمام صورت حساب های قبضی رو اینترنتی پرداخت کردیم ولی جایزه امسال شهرداری از لحاظ طول و عرض وسوسه کننده س و مجابم کرد اینبار هم اینترنتی و سر موعد پرداخت کنم.اگر صاحب خونه هستین شما هم اقدام کنید ما که بخیل نیستیم شاید شما برنده شدید.
لذت خاصی داره گول زدن آدم های نادانی که حتی حاضر نیستند چیزی رو خودشون امتحان کنند و به نتیجه برسن که به هر حرفی نباید اطمینان کنند. جریان اینکه به شرکتی سرویسی داده میشه و بدون اینکه طرف امتحان کنه باید بابت هر تغییرات خبر بده و بعد سرویس رو چک کنه.اینجوریه که طرف همیشه سر کاره و باید بابتش ماه به ماه پول بده.بالاخره گول زدن فنی خودش یک هنره !
از اونجایی که دامنه داریوش کبیر محکوم به فیل+تر شده می تونید از دامنه جدید نیز وارد سایت بشید : beladi.ir
تیر ۲۱م, ۱۳۸۹
بدون دیدگاه
وضعیت روی هواس.قطعا برای کسی که فعلا روی هواس وبلاگش نفس نکشه بهتره.برای سروسامان دادن به وضعیت گذر زمان لازمه .یک وقتی زمان هم میگذره ولی میبینی وضعیتت تغییری نکرده ولی عوضش زمان رو از دست دادی .زمان همیشه بهترین ته چین برای رسیدگی به اشتباهاته.گاهی حرف نزدن بهتر از شطرنج بازی کردنه.هرچی باشه زندگی کردن روی هوا هم لذت بخش البته اگر ته نگیره
تا دنیا دنیاس خیلی غم ها و دلگیری ها رو نمیشه پاک کرد.اصلا ناراحتی و یا به عبارتی بهتر، کینه مثل چربی های دور شکم میمونه که با گذر زمان هر روز بر لایه های اون افزوده و قطر بیشتری میگیره.آب کردن چربی های دور شکم همون قدر سخته که همه دلخوری ها رو فراموش کنی.
انتقال به وردپرس بالاخره انجام شد.محیط مویبل تایپ به قدری تیره تار شده بود که من رو به یاد پناهگاه های زمان جنگ می انداخت.
اردیبهشت ۱۹م, ۱۳۸۹
۶ دیدگاه
یعنی همه چیز از روزی شروع شد که دیدیم غذای شرکت روز به روز افتضاح تر میشه.غذا خوبه ش که جوجه کباب بود سرجمع مقدارش به سه بند انگشت نمیرسید.چاق و لاغرم نمی شناخت ، باید یک جور با نون چهار لا شده و کلی نمک و فلفل غذا رو طعم میدادیم و میخوردیم.
حالا چی شد ؟تو پست قبلی گفتم پنج کیلو از ۹ کیلویی که سال گذشته کم کرده بودم برگشته و اینجوری قرار باشه ادامه بدم میرم قاطی مردهای شکم گنده و چاق.حالا هر چی بگم قدم چون نسبتا بلنده نشون نمیده ولی هر چی باشه بالاخره اضافه وزن خودش رو نشون داد.
قضیه از اونجایی جدی شد که با مقایسه عکس های هشت نه سال پیشم که مصادف با دوران دانشجویی و وبلاگ نویسی بود با عکس های الانم کلی فرق داشت.درسته بزرگتر و جا افتاده تر شدم ، درسته موهام خیلی سفید شده و از ریش لنگری و نوع لباس پوشدین دوذان جوانی خبری نیست ولی هر چی باشه اگر سن بالا میره در عوض میشه وزن رو پائین آورد .ماجرای لاغر کردن من همزمان شد با موج جدیدی که در شرکت راه افتاده، طوریکه پنج شش نفر دیگه از همکاران زن و مرد هم به تکاپو افتادن وزن کم کنن.
ترجیح میدم این پست وبلاگ رو صرفا اختصاص بدم به تجربه قابل قبول و موفقی که برای کاهش وزن پیاده کردم.
در کل این چنین عمل کردم :
اول از همه رفتم لیست میزان کالری ۹۰ درصد غذاها و خوردنی هایی که ممکنه به طور عادی در برنامه غذایی من جایی داشته باشه رو بدست آوردم.
بعدش برنامه های غذایی وعده ای که میزان کالری صبح و ظهر و شب رو پیشنهادی و به ترتیب افزایش کالری دسته بندی کرد رو تهیه کردم.
سراغ شاخص توده بدن رو گرفتم و با استفاده از وزن و قد ، مقدار مورد نظر شاخص توده رو بدست آوردم و برای رسیدن به اون وزن برنامه ریزی کردم.
یک دستگاه توتال کر که برای حرکات شکم بود رو سفارش دادم و روزانه شروع کردم به حداقل ۲۰۰ حرکت مختلف شکم رو زدن
قرص گیاهی سوپر اسلیم که چربی سوز بی خطریه گرفتم و روزی یک عدد صبح ها خوردم.
پیاده روی و پله بالاپائین کردن رو با توجه به پارک کردن ماشین در جای دور و عدم استفاده از آسانسور بیشتر کردم.
نمک زدن اضافه ، تند خوردن غذا ، آب خوردن حین غذا ،هله هوله خوری وقت و بی وقت ، فست فود رو قطع و میزان ناهار رو به نصف رسوندم و جوری عادت کردم که با دیدن نصف دیگه غذا بجای وسوسه از دیدن بقیه غذا حالم بد میشد.
این روش رو در مهمترین آزمون یعنی حضور در مهمانی و عروسی امتحان کردم و خیل غذاهای چرب و خوشمزه رو به یک وعده غذا به میزان همیشگی ترجیح دادم.
با محسابه میزان کالری روزانه ای که برای وزن مناسب در نظر داشتم ،اختلاف کالری های مصرف نشده رو به خوردنی هایی مثل بادام خام، لواشک ، بیسکوئیت ساقه طلایی ،میوه ،یا هر چیز دیگه ای رو که هوس میکردم تکمیل میکردم.
منتظر نتیجه هستید؟
در عرض سی و پنج روز ، ۹ کیلو ناقابل کم کردم و ۴ سایز کم شدم.جوری که الان مجبورم یکی دو تا شلوار جدید بگیرم و شلوارها و پیراهن های نویی که چند سال پیش چشم بسته در ماموریت های دبی و عربستان خریده بودم رو دوباره بپوشم.
این کاهش حداقل تا یکماه به روش ماه گذشته ادامه داره و از ماه آینده با تثبیت وزن و شاخص توده بدن ،وزن مورد نظرم رو حفظ میکنم.