شهربازی
جمعه، 28 اردیبهشتماه 1386
نظرات3
داشتن جمعش میکرد.منظورم تابلوی بزرگ شهربازی.تابلویی که سالهای سال چراغ و مهتابی هاش رو عوض نکرده بودن ولی همچنان سمبل هرچی شهربازیی بود که تو ذهنم نقش می بست.
یادش بخیر...
اردیبهشت که تموم میشد و خرداد از راه می رسید کم کم روغن کاری دستگاههای شهربازی شروع میشد و از نیمه های خرداد صدای شلوغی و جیغ مردم خیابان سئول و چمران رو تکون میداد.درسته که اواخر خیلی گرون شده بود ولی یادمه 20سال پیش پدرم میگفت بذار پول خردها که جمع شد یک روز میریم شهربازی.بوی بلال و لذت به پا کردن پشمک با یک چوب
تورنادو،سفینه،گوریل انگوری،سورتمه و ترن ...همش رفت تو بایگانی خاطرات بچگی
خوشحالم که حداقل از این تابلو پیر در روزهای آخرش عکسی گرفتم.
خاطراتی که از شهربازی دارین در نظرخواهی بنویسین