لینکدونی
» ضعف آموزشي، علت بيكاري جوانان شرق آسيا[کلیک]
» بحران بودجه در دانشگاههاي كشو[کلیک]
» قیمت تمام شده یک مدیر[کلیک]
» تولد دوقلوی یك سر در عربستان+عكس[کلیک]
» آلودگی هوا بر بالارفتن میزان تولد دختران تأثیر دارد[کلیک]
» بحرين چگونه از خاك ايران جدا شد؟[کلیک]
» لاريجاني استعفا كرد[کلیک]
» نسخه ی کامل و اختصاصی قویترین دیکشنری جهان Babylon 7.0[کلیک]
» yahoo mail را منفجر کنید![کلیک]
» اتفاقی نادر در فوتبال ایران و جهان[کلیک]
پنجشنبه، 12 آذرماه 1383
مالیات
سوار بر کالسکه غرور و خودخواهی.نشسته بر اریکه پول و ثروت.چنان میتازند که شیحه اسب وجدان و انصاف را هم به صدا در آورده اند.چه میکنند این جماعت شکم پرور و مغرور،چنان که خمر شبانه پلکهایشان را اینچنین سنگین کرده که حتی به بار موری که دانه ای برنج را با زحمت میکشد هم حسادت میکنند.
پول و اسکناسهای رنگارنگی چون خیمه بر سر سرنوشت دیگری پهن میکنند و بی خبرند از حال نون خشک خوران مظلوم.حکایت حکایت بی انصافی است.داستان فراز و نشیبی ایست برای دو قشر.قشری که همچنان از پلکان ثروت بالا میروند وقشری که همچون مغنی در خندق و چاه شدن نزد بستر فقر و تنگدستی پیشی میگیرند.سخت است که میبینم عده ای بدون تلاش و زحمت چنان سرمایه ای بهم میزنند که گویا فراموش کرده اند روزگاری خود در کوچه مظلومان بر سر الک و دولک کودکانه میخندیدند و میگریستند.
دردآوراست روایت آنان که چشیدند طعم خوشبختی وعالم مادی را ولی به باد دادند مرام و نصیحتهای شبانه پدربزرگ را بر بام کاه گلی خاطرات.آری آنان آغاز کردند ساخت کاخ های رفاه و دریغا از خاطر بردند شمع کوخ مجاور دیگر نوری ندارد و مدتهاست خاموش شده.
مالیات،قانونی وضع شده که حق من،تو،ما را در آن جمع میبندند و همگان چون اساس نامه ای مدنی-وجدانی باید نسبت به پرداخت آن اجابت کنند،حال چه مستقیم و یا بصورت کسر از فیش حقوقی و...مالیات نامیست که با آمدتش همگی سر به پناهگاه اندوخته های خود میکنند و چنان خود را از مسیر خارج میکنند که انگار پشیزی دارند به حد زنده ماندن ومتاسفانه این قانون تنها گریبانگیر عده ای قشر مظلوم و ساده ای میکند که نه تنها آهی در بساط ندارند بلک مجبورند جور دیگران را هم بکشند.جوری کشی که تنها با افرایش قیمت ها و گرانی کشیده میشود. نمیخواهم پرونده شغلی و درآمد افراد به افراد را از بایگانی وجدان بیرون بکشم و خواب خوش را بر این خوش خوابان زهر کنم.به عینه میبینم عده ای به ظاهر ورزشکار و ایضا فوتبالیست درآمدهای کلانی را بدست آورده اندو بدون پرداخت حتی یک ریال مالیات ،غرق در ثروت خود شده اند.عده ای که اغلب نه تحصیلات قابل توجهی دارند و نه اخلاق قابل هضمی.اینان کسانی هستند که با هورایی چنان بادی به غبغب می اندازند در حالی که فراموش کرده اند از نظر قانونی کارمندان یک سازمان دولتی اند و موظف به پرداخت مالیات.
آیا درست است بازیکنی از فوتبال که عضوی از سازمان تربیت بدنی است درآمدی بالای 200میلیون داشته باشد آنگاه کارمند تحصیل کرده دولت درآمدش همطراز خط فقر باشد و مجبور به اضافه کاری،شغل دوم وپرداخت بی چون و چرای مالیات باشد؟واقعا چه فرقی بین آنهاست که اینگونه استاد دانشگاه را باید در صف اتوبوس ملاقات کنیم آنگاه فوتبالیستی که هنوز به دوران هم نرسیده باید سوار بر جدیدترین و شاخص ترین خودروهای شهر شود.
آیا به صرف رژه رفتن در میدانی که شمار زیادی مستحق نظاره گر آنند این چنین درآمد کسب کنند و مالیات ندهند آنگاه کارمندی در آرزوی گرفتن وام و قزض با سخترین شرایط باشد و حاضر به کمر خم کردن به سوی اینان باشد.به هر صورت این مثالی بود عامیانه از مقایسه ای نابرابر و نامتعادل.نابرابر از نظر تحت پوشش بودن تحت یک سازمان دولتی و نامتعادل از نظر پرداخت مالیات برای عده ای خاص.
میدانی چیست؟این رفتگر خسته است.چنان در کنار زباله دان شکم پروران خفته است که گویی پرهای قو را به آغوش خود کشیده است.او باید برخیزد و جاروی شکسته اش را بر روی قدم راههای این عده پاک کند.ای وای پیرمرد می هراسد از مالیاتی که قرار است از اندک دستمزدش کم شود.پیرمرد می هراسد بابت قطره قطره عرقی که نسبت به کارش باید پاسخگو باشد.او می هراسد که مبادا به صرف خوابیدن بر جاروی رفتگری که جزو بیت المال محسوب میشود مواخذه شود.
پیوست : ماشین + شغل دوم فوتبالیست ها!
شنبه، 1 آذرماه 1382
بنگاه خيريه


هر روزمان روز عذاست
يک روز يوم الشک و روز ديگ روز شهادت بعد هفتم و چله و دومرتبه بصورت دوره ای برای تک تک رفتگان .حال چه مذهبی باشد چه اسطوره ای.روزهای خوش هم داريم . روزهای شادی و معنوی هم معلوم است.برگذاری مراسم مولودی به سبک عزا و صرفا مراعات شده به علت در پيش بودن مراسم عزايی ديگر!! تفريح هم در جای خود .لبيک به برگزاری انواع و اقسام راهپيمايی ها با موضوعات شاد و متنوع! واقعا زندگی چه ارزشی دارد که بايد برای رسيدن معبود به عابد اينقدر ماتم بگيریم و سينه خود را باضربه های دست کبود کنيم و بر فرق سر خود قمه زده و خون آنرا خيرات رفتگان کنيم . گل بر سر بماليم و برای مخلوق رب اشک بريزيم.
کمی برخورد منطقی ضرر ندارد.تاريخ در جای خود هميشه ثبت شده است و ماندگار پس چه جنايت باشد چه فتح الفتوحات و از خود گذشتگی همه همه هميشه بر قرار است پس برای تاريخ نوشته شده افراط و تفريط کافيست.اینجا را کلیک کنید. اين صدای مراسمی است که يک روز پس از تولد حضرت علی به مناسبت يوم الشک حضرت زينب در يکی از شهر ها برگزار شد.