
...و دیگر چه فرق میکند من باشم یا تو و یا حتی چهارپایی که در میان ازدحام تکبر به کام مرگ می میرد.
قصد گذاشتن این عکس به اعتقاد خودم دلخراش را نداشتم.شاید دیدن این صحنه کمی برای عده ای هم عادی به نظر بیاید ولی علتی که موجب شد این عکس به عنوان سوژه دیده بشه زیر گرفتن یک گربه،پارک کردن ماشین، پیاده شدن راننده خودرو و عدم توجه به اتفاقی که خود در آن دخیل شده و به راحتی از کنارش گذشته بود .
راستی!این خون قرمز چه فرق میکند از برای آدمی باشد یا حیوان؟
![]()
نگاه کن! او از دنیایی فارغ از احساس و درک آمده است.نه می تواند لذت نفس را درک کند و نه می تواند واژه عشق را حجّی کند.او سالار حُجره های پر دود و دم زندگی نکبت بار خود است و چه بسا در کوچه بازارِ خمارهای این شهر پادشاهی می کند.اعتیاد و کثافت سر تا پای این جسم کرمی شکل را پوشانده و همچنان می جَوَد!
فکر نمی کنید در گوشه دیوارهای این شهر به کجا خیره شده است؟او پرنده پروازهای خیال هاییست که آسمانش زمین است!
چاره ای نیست.در خیابانهای این روزهای شهرمان دیدن این چهره ها واقعا عادی شده و دیگر دلی را نمی سوزاند.
![]()

بطری آب یخ،صندلی یا شاید میز کار!تکه ای کاغذ و قیمت ده تومانی!شاید این منصفانه قیمت از نظر او باشد.
ولی او کجاست ؟سرمایه اش را بر کنار سنگ فرش خیابان های این شهر رها کرده و رفته است.
آن یکی صندلی مال و ثروت را چنان چسبیده و این یکی بساطش را به امان خدا رها کرده.بساطی که سفره اش خالی از امید است.
چه غمناک است آب شدن تکه یخی داخل بطری آب و به راستی چه سنگین شده اند آن شکم پروران رهگذر!
![]()

روزهای دانشجویی.خانه دانشجویی ،بساط عشق و بی خیالی.کاش کسی به خود جرات میداد تا سری به دانشگاههای دور افتاده این مزر و بوم میزد.کاش به چشم میدید بیش از ۹۰ درصد دانشجویان در همان خانه دانشجویی طعم هر چیز را می چشند.سیگار ،شاید دستگرمی بود برای خلق دودهای شکلک دار و شاید خندیدن به یکدیگر از برای ناواردی .در کنار هم خندیدن و مسخره بازی و در آخر نگاهی به پاکت خالی سیگار.آیا کسی می تواند این روزهای تباهی را از یاد ببرد؟
![]()
اسپری رنگ را بر تیر برق می پاشد.با تمام وجود و عصبانیت.ولی کجاست آن چشم بینا؟!گاهی اگر خوب دقت کنیم ایراد از کمبود زباله دان نیست چرا که زباله در کنار زباله دان ظاهرا سیمای زیباتری دارد تا دورن آن.به گمانم مراعات حال گربه ها بیشتر مد نظر بوده!!
شهردار تهران چنین میگوید : براي رفع مشكل زبالههاي تهران به ما پيشنهاد وام 200 ميليون دلاري داده بودند ولی با سه ميليون تومان مشكل دفع زبالههاي تهران را حل كرديم.
powered by dariushkabir