
لینکدونی
» ناگفته هایی از کمپ اشرف[کلیک]
» ماجرای مردی که در عربستان بخاطر دشنام دادن به خدا گردن زده می شود![کلیک]
» قوانین مورفی[کلیک]
» ناپدیدشدن یك دریاچه در شیلی[کلیک]
» یک مردآمریکایی حامله شد![کلیک]
» نفوذ بی نظیر الیور کان و گلزنی تیم بایرن مونیخ در دقیقه 120[کلیک]
» تصاویری از یک پرنده مرموز و عجیب![کلیک]
» دریافت آخرین نسخه از نرم افزار رهیاب تهران بر روی تلفن همراه[کلیک]
» دانلود کلیه آثار صادق هدایت [کلیک]
» پس لرزه های انتخابات مجلس[کلیک]
جمعه، 24 فروردینماه 1386
رد پای چهل ساله شکنجه دیپلماتهای ایرانی در عراق
انگار دیروز بود.22 بهمن ماه سال 1348.آغاز اختلافات بین دولت ایران و عراق و شروع گروگانگیری و شکنجه دیپلمات ها ی ایرانی در عراق.
هر چه بود به روایت عکس و روزنامه های بجا مانده از صندوق کتاب ها و کاغذ پاره های موجود در انباری بود و بس.بارها دوست داشتم در این مورد بیشتر بدونم ولی نه من به طور کامل از موضوع مطلع شدم و نه پدرم ترجیح داد خاطراتی که مربوط به 4 دهه پیش بود رو مجددا باز کنه و صحبی از روزهای شکنجه و آزار بعثیون عراقی بکنه.دوران دوران جاوید شاه بود و کبکبه های واهی و بی اساس.او فراموش شد و عطای کار را به لقایش بخشید و ترجیح به تغییر مسیر زندگی خود و گرایش تحصیلی خود،زندگی و کار خود و البته سکوتی همیشگی کرد و امروز بعد از قریب چهل سال و اتفاقی دوباره ...
خبر دستگیری دیپلمات ایرانی همان قدر دردناک و تلخ بود که خبر آزادی اون و انتشار بخشی از تصاویر و آثار شکنجه جلال شرفی بعد از آزادی دلم رو آزرد و یکبار دیگه طعم تلخ وجود ریشه های بعثی در دولت عراق حالت انزجاری رو بین من و خیلی های دیگه که به نحوی کینه ای از بعثی ها در دل دارن بوجود آورد.
شاید باز کردن کل جنایت ها و شیطنتهای جماعت به جا مانده از رژیم بعث مجال نوشتن در یک پست نباشه و البته بارها در این مورد صحبت و نوشته شده.بدتر از این نیست که تمام این اتفاقات از طریق بخش اطلاعات (مخابرات عراق) انجام میشه و رسما متولی آن بخش دولتی که به نحوی جیره خوار تازه جمهوری اسلامی به شمار میاد و به نظرم جدیدترین بله قربان گوی ایران بی شک دولت فعلی عراق باشه.با تمام اینها همین کانال دولتی سهیمه دار و مسول مستقیم کلیه شکنجه ها،دستگیری ها و ماجرای پیش اومده برای دیپلمات ایرانی و بقیه مشکلات بوجود آمده بشمار میاد.
کاری به نفوذ و دخالت ایران به عراق و نفوذ سپاه و نیروی های سکوت ایرانی در عراق ندارم کما اینکه با تمام مشکلاتی که تو این همه سال با کشور عراق داشتیم ،امروز رو بهترین زمان برای جبران تمام از دست داده های خودمون میدونم.بازار داغی که از این نفوذ ها وارد کارزار زندگی ما شده و البته شخصا به نوعی مسولیت بخش تجاری ایران عراق رو در شرکت به عهده دارم با تمام حرص و جنب و جوش دوست دارم تمام و کمال بخشی قابل جبران و حداقل در بعد مادی ایجاد و کشور از طریق بخش های تجاری تا حدی به بازگشت سرمایه از دست رفته ،امیدوار بشه.
اینکه ما با ملت عراق مشکلی نداریم،اینکه ملت ایران با عراق وجه اشتراک مذهبی دارن.اینکه اکثر دولت مردان عراق سهمیه تجاری و بازرگانی با ایران دارن.اینکه در هفته چند هیات بلندپایه و سیاسی عراقی وارد ایران میشن و تعدادی از اون ها سر از شرکت ما یا شرکت های مشابه در بیارن و به فکر خرج کردن بوجه های اختصاص داده شده دولت و البته جیب خودشون باشن .اینکه مقتدی صدر مخفیانه به ایران رفت و آمد میکنه و در خیلی اتفاقات حاشیه ای ردپایی از اون وجود داره .اینکه ابراهیم جعفری دیدارهای دیپلماتیک و غیر دیپلماتیک با ایران داره ،ولی تمام اینها دلیلی بر برادر خواندگی یا نمک دان شکستن از سوی اونها نیست.
سوراخ کردن پا با مته ،آثار شكستگي بيني،گردن،آسيبهاي عميق بر پشت، خونريزي دستگاه گوارش و پارگي گوش،حبسهاي انفرادي و محروميت از نور ،بستن دست و پا و اجرای اعدام ساختگی و خیلی از شکنجهای که اینجا به طور کامل نوشته شده.
البته بحث دستگیری دیپلمات نه مربوط به امروز بود و نه دوران جنگ بلکه طبق یادگاری که از نزدیک 40 سال پیش بود و آن هم مربوط به ماجرای دستگیری پدرم در سال 48 و اعمال شکنجه های جسمی و روحی بر به اون بوده..گذاشتن اسلحه ،کشیدن مو و ناخن و حبس در زیرزمین نمور و تاریک به مدت 4هفته و در آخر رها کردن در حاشیه مرز خسروی بوده.شاید تمام این ماجراها و شیوه تکراری شکنجه و نوع برخورد با دیپلمات های موصون به هرگونه آسیب و ایجاد مشکل ید طولانی از دوران گذشته داشته باشه.ردپایی که از 40 سال پیش دیده شده و امروز یکبار دیگر یک دیپلمات ایران شکنجه و تحت شدیدترین بازجوی ها علیه کشور خود در تاریکی بازداشتگاهی نم گرفته دست و پا میزنه.
به عقیده من ،بازی تازه ای در حال جریانه و جدیترین اون بستن حریم هوایی برای سفر نوری المالکی به آسیای شرقی به نشانه قهر و دهن کجی ایران به دولت عراق اونهم در این شرایط سخت تحریم ها،فشارهای کشورهای امضا کننده قطعنامه علیه ایران و مسال هسته ای ایران که در این شرایط نیاز زیادی به حمایت های همسایه داره.
شاید باز هم باید شاهد شعبده بازی و رو کردن برگه برنده از سوی ایرانی باشیم که به طور دلهره آوری روزهای سخت تر از این و حاشیه های تندتری رو پیش رو داره و چشم اندازی از روزهای بی بحران دیده نمیشه.
پیوست 2: در این عکس پدرم در سن 23 سالگی دیپلمات سفارت ایران در عراق بود و در حال گفتن ماجرای شکنجه و دستگیری به خبرنگاران و سفیر وقت ایرانه.عکس بعدی در فتوبلاگ
پیوست1 : به سلامتی شرکت در حال تلاش جهت گرفتن ویزای متعدده برای سفر مجدد من به عراقه !
نظرات
...............................................................................................
...............................................................................................
...............................................................................................
...............................................................................................
...............................................................................................
...............................................................................................
...............................................................................................
...............................................................................................
...............................................................................................
...............................................................................................
...............................................................................................
...............................................................................................
...............................................................................................
...............................................................................................
...............................................................................................
...............................................................................................

...............................................................................................